عرفان های نو ظهور

بسم الله الرحمن الرحیم


 عرفان های وارداتی

[1]

گروه‌های مختلفی از جریان عرفان‌ها و فرقه‌های سکولار در ایران معاصر فعالیت می‌کنند، که می‌توان آن‌ها را به پنج دسته تقسیم کرد: 1- عرفان‌های التقاطی بومی یا جریان‌های صوفیه؛ 2- عرفان‌های شرقی مانند: عرفان‌های چینی و هندی؛ 3- عرفان‌های آمریکایی؛ 4- عرفان‌های فرا روان‌شناختی؛ 5- عرفان‌های دینی مانند: عرفان‌های مسیحی و یهودی و زرتشتی و غیره. فرقه‌های صوفیه التقاطی بومی بسیار متعددند ولی عناوین ذیل را می‌توان فرقه‌های شایع آن دانست: 1-نعمت اللهی مونسیه؛ 2- نعمت اللهی صفی علی شاهی؛ 3-نعمت اللهی گنابادی؛ 4- اویسیه؛ 5- مکتب؛ 6- شمسیه؛ 7-کمیلیه؛ 8-اهل حق؛9- خاکساریه؛10-ذهبیه.

آسیب‌شناسی معنویت‌های نوظهور

وقتی می خواهیم به آسیب شناسی عرفان های وارداتی بپردازیم معنایش این نیست که هیچ سخن حقی در آنها وجود ندارد به هر حال هیچ جریانی باطل محض نیست، در کلام شیطان هم حرف حق بسیار است اما بحث اینجاست که آیا مجموعه این پارادایم عرفان درست است یا خیر. در منطق هم گفته می شود که مجموعه حق و باطل، باطل است. عرفان اکنکار از خدا خیلی دم می زند اما آن خدایی که اکنکار معرفی می کند با خدایی که در آیین اسلام است یکی است؟ لذا نقد ما در آسیب شناسی این عرفان ها به گزاره های حق ذکر شده در آنها نخواهد بود. نکته دیگر اینکه پیش فرض ما این است که اسلام دارای یک عرفان اصیل است که ما آن را قبول داریم. شخصیت های شاخص این عرفان مرحوم آقا سید علی قاضی طباطبایی، مرحوم آقا سید احمد کربلایی، مرحوم علامه طباطبایی، مرحوم آیت الله العظمی بهجت، مرحوم آقا سید علی شوشتری هستند. این ها بزرگانی هستند که عرفان و فقه و اخلاق و کلام را با هم جمع کرده اند. در واقع از مهمترین شاخصه های عرفان اصیل اسلامی این است که با کلام اسلامی، فقه اسلامی و با اخلاق اسلامی در تعارض نیست ویکی از نقدهای جدی که به فرقه های عرفان های کاذب وارد می شود این است که عرفان را به گونه ای معرفی می کنند که با فقه، فقاهت و اجتهاد و همچنین کلام در تعارض است.

تصوف

 

اصل تصوف پدیده ای است که در قرن دوم هجری بوجود آمده است. هرچند همه فرقه های صوفیه ادعا می کنند که قطب الاقطاب آنها حضرت علی علیه السلام است که خرقه به حسن بصری داده است و او نیز به افراد پس از خودش، اما همه این موارد ادعاهای تاریخی است که پس از قرن پنجم هجری به تاریخ افزوده شده اند و واقعیت ندارند.در نیمه اول قرن دوم هجری شخصی به نام ابوهاشم کوفی صوفی که از شاگردان حسن بصری بود، برای اولین بار تصوف را ایجاد کرد. محمّد بن عبدالجبّار از امام عسکری علیه ‏السلام نقل کرده که حضرتش فرمود:

از امام صادق علیه ‏السلام در مورد «ابوهاشم کوفی» سوال شد، امام صادق علیه‏السلام فرمود: «انه کان فاسدالعقیده جدا و هو الذی انتدع مذهبا یقال له التصوف و جعله مقرا لعقیدته الخبیثه»؛«او فردی بسیار فاسد العقیده بود و مسلکی به نام تصوّف اختراع کرد و آن را مرکزی برای اعتقادات پلید خود قرار داد.»[2]

عرفانی که ابوهاشم بوجود آورد یک عرفان وارداتی بود که اختلافات زیادی در مورد منشاء آن حتی در میان خود صوفیه نیز وجود دارد. چیزی که روشن است آن است که صوفیه در طول تاریخ از موارد بسیاری تاثیر پذیرفته است. مثلاً پس از حمله چنگیز به ایران و قتل و ویرانگری های فراوان، مغولان خانقاه های صوفیه را به جهت شباهت آنها با معابدشان تخریب نکردند. لازم به ذکر است که مردان مغول بودایی و زنان آنها مسیحی بودند و چون خانقاه ها از جهت معماری و اعمال و اذکاری که در آن انجام می گرفت شبیه آیین بودیسم و مسیحیت بود، لذا این مکان ها از تخریب توسط مغولان رهایی یافتند.بنابراین می توان به شباهت سلوک و آداب صوفیه با سایر مذاهب کاذب و وارداتی پی برد.

نکته مهم اینکه تمام فرق صوفیه انحرافاتی از اهل سنت هستند و در تاریخ هیچ فرقه صوفیه از مذهب شیعه منشعب نشده است. صوفیه بر امام رضا(ع) هم تاختند که چرا لباس درشت بر تن نداری و غذای خشن نمی‌خوری و امام(ع) فرمود: یوسف، پیامبر خدا، قباهای دیباجی و لباس‌های زربافت بر تن داشت. اولین منتقدان صوفیه، امامان معصوم(ع) بودند که در کتاب‌های روایی می‌توان آن‌ها را یافت. روایات صحیحه ائمه اطهار(ع) پیرامون تصوف در سفینه‌البحار وجود دارد که به نقد این فرقه‌های باطل پرداخته‌اند. بر خلاف صوفیه قرن دوم هجری که با اهل بیت علیهم السلام عناد داشتند، صوفیان قرن چهارم سعی کردند که اصلاحاتی در فرقه صوفیه انجام داده و با اینکه ولایت ائمه اطهار علیهم السلام را قبول نداشتند، ارادت خود را نسبت به آنها نشان می دادند.

عرفان‌های شرقی مانند: عرفان‌های چینی و هندی

 

عرفان‌های هندی فعال در ایران معاصر نیز عبارتند از: 1- آیین هندوییسم؛ 2- آیین بودیسم؛ 3-یوگا؛ 4- اشو؛ 5- سای‌بابا؛ 6- رام الله؛ 7- کریشنا. هند، بزرگترین کشور جهان واقع در جنوب آسیا است که مرکز ادیان و مذاهب گوناگون به شمار می‌آید. جریان‌های عرفانی این سرزمین به وحدت وجود و تناسخ و انتقال ارواح و ترک دنیا و رهبانیت و تحصیل و مبارزه با جهل معتقدند. یکی از گروه‌های عرفانی هندی که در سال‌های اخیر مطرح است،  جریان یوگا است. یوگا به معنای پیوستن و مهارکردن است. یوگا، سابقه طولانی دارد ولی در قرن اخیر بیشتر مورد توجّه واقع شده است. این مدل عرفانی، دارای شش ساحت است؛ زیرا معتقدند که انسان دارای هفت بدن و هفت چاکرا و مرکز انرژی است؛ هدف یوگا از تمرین‌های جسمانی و روحی، آرامش و تسلط روح بر بدن است. اُشو، یکی دیگر از گروه‌های عرفانی هند است. نام اصلی اُشو، «باگوان شری راجنیش» می‌باشد. وی در سال 1931 میلادی در روستای «کوچوادا» در استان «مادیاپرادش» هند به دنیا آمد و در سال1990 میلادی از دنیا رفت. وی ادعا می‌کند که در 21 سالگی، نور الهی را در خود احساس کرد و مذهب خود را مطرح ساخت. تحصیلات اُشو در فلسفه بود مدتی به آمریکا رفت و مریدانی پیدا کرد ولی به دلایلی از آمریکا اخراج شد. وی، هرگز کتاب ننوشت و تنها 7000 سخنرانی داشت که به 650 جلد کتاب (مانند: بلوغ، راز بزرگ، راز شهامت و خلاقیت، آواز سکوت، ملکوت، آفتاب در سایه، شورشی) تبدیل شده و به سی زبان زنده دنیا نیز ترجمه شده است. اُشو، دیدگاه‌هایی در باب عشق و زن و مدرنیته و غیره دارد. 85 جلد از کتاب های اشو در ایران ترجمه و چاپ شده است که بنا به دلایلی نزدیک به دو سال و نیم است که دیگر اجازه چاپ ندارند. اشو از فروید و مارکس بسیار تاثیر پذیرفته است و به شدت با دین و اعتقادات ادیان الهی مخالفت می کند. در واقع آیین اشو یک آیین دین ستیز است تا دین گریز و در برخی نوشته ها نیز علیه دین اسلام و پیامبر اسلام مطالبی عنوان شده است. این آیین به شدت ضد عقل است و توصیه های غیر اخلاقی فراوانی دارد. به جرات می توان گفت که گوهر سخنان اشو «سکس» است و سکس را با عشق و معنویت یکسان می پندارد.

سای بابا، فرقه دیگر هندی است که بر پاره‌ای از علاقه‌مندان به معنویت تاثیرگذاشته است. «سای بابا» در سال 1835 در حیدرآباد در خانواده برهمن به دنیا آمد و در 1918 میلادی از دنیا رفت. وی، تعالیمش را از کتاب‌های مقدس هندوها و اسلام گرفته بود و با تعالیم ساده‌اش و برخی امورخارق‌العاده که عده‌ای برای او ادعا می‌کنند، طرفداران زیادی یافته است. وی به اعتقادات هندو، مانند تناسخ قایل بوده و بر ذکر خدا و توجّه به عالم درون و عشق و برابری ادیان و مذاهب تاکید می‌ورزید.

 کریشنا، جریان دیگری است. یکی دیگر از جریان‌های عرفان‌های نو و سکولار، جریان کریشنا مورتی می‌باشد. کریشنا مورتی در جنوب هند در سال 1896 در خانواده‌ای برهمن به دنیا آمد و در سال 1986 در 91 سالگی از دنیا رفت. تحصیلاتش در اروپا در رشته روان‌شناسی بود و بر خودشناسی و آزاد‌شناسی درونی و سفر روح و درونی اعتقاد داشت. مهم‌ترین کتاب‌های او عبارتند از: تعالیم کریشنا مورتی، حضور در هستی، حقیقت و واقعیت، پرواز عقاب، برای جوانان، خشونت و خلاقیت، عرفان و خودشناسی.

 

رام الله یکی دیگر از فرقه‌های هندی است و نحوه پیدایش آن به تحوّلات در «ویشنو» بر می‌گردد، با این بیان که مذهب ویشنو با تاختن سلاطین غزنوی در قرن دهم میلادی، توسط «راماننده» مصلح هندی تغییراتی یافت و نئوویشنوییسم پدید آمد و سپس یکی از مریدانش به نام «شیخ کبیر پانتیس» (متولد1440 میلادی از پدر مسلمان و مادر ویشنوی و متوفای 1518 میلادی)، مذهبی ترکیبی از اسلام و ویشنو؛ یعنی رام الله (خدای ویشنو و خدای اسلام) را به وجود آورد. فرقه رام الله، تمام ادیان را برابر می‌داند. این فرقه در ایران توسط شخصی به نام «پیمان فتاحی» با نام مستعار «ا.م. رام الله» با اعتقاد به ضرورت تولد دوباره و آموزش‌ها و تعالیم اسرار، در دو نشریه به نام‌های «هنر زندگی متعالی» و «حرکت دهندگان» گسترش یافت. از کتاب های منتشر شده از ایشان در ایران می توان به «خدا با من است»، «معلم بزرگ تفکر» و «جریان هدایت الهی» اشاره نمود. آقای فتاحی رهبری جمعیتی به نام «جمعیت آل یاسین» را نیز بر عهده دارد. این شخص به جز تحصیلات مختصر ابتدایی تقریباً هیچ سوادی دیگری ندارد و در جایی می گوید که «همان اندک اندوخته را هم سوزاندم.» با اینکه این جوان از اولیات و ابتدایی ترین مسائل آگاهی ندارد جای شگفتی است که برخی افراد به او گرویده و او را رهبر خود می دانند. البته این افراد عمدتاً کسانی هستند که به دین و آیین خاصی اعتقاد نداشته و تنها به دلیل احساس نیاز معنوی به این فرقه تمایل نشان داده اند. برخی مطالبی که در صحبت های ایشان وجود دارد بی شک از کاوالیسم گرفته شده اند که خود از انحرافات پس از تحریف دین یهود است و در عصر حاضر شدیداً توسط صهیونیست ها حمایت می شود.

 

 

 

عرفان‌های آمریکایی

 

عرفان‌های آمریکایی، دسته دیگری از فرقه‌های معنویت گرا و سکولار است که در ایران معاصر مطرح شده‌اند. این فرقه‌ها عبارتند از: عرفان سرخ پوستی، عرفان پائولوکوئیلو و عرفان اکنکار؛ توضیح مطلب اینکه عرفان‌های امریکایی از روزگاران قدیم در آمریکایی جنوبی به ویژه در مکزیک شکل یافت ولی بعد از جنگ جهانی دوم توسعه پیدا کرد.

 عرفان‌های سرخ پوستی در اشکال گوناگون تولتک(دون میگوئل روئیز)، سو (گوزن سیاه متولد 1862)، ساحری (کارلوس کاستاندا 1935) ظهوریافته است. برخی آموزه‌های عرفان‌های سرخ پوستی در آموزه‌های ادیان ابراهیمی نیز وجود دارد؛ مانند: با کلام خود گناه نکنید، هیچ چیز را به خودتان ربط ندهید، تصورات باطل نکنید، همیشه بیشترین تلاش خود را انجام ندهید. مهم‌ترین منابع عرفان سرخ پوستی، کتاب‌های کاستاندا مانند: آموزش‌های دون خوان، واقعیتی جداگانه، دومین حلقه اقتدار، ارمغان عقاب، آتش درون، قدرت سکوت است که از سال 1968 به بعد منتشر شده و شرح دیدارهای خود را با جادوگر مکزیکی به نام «دون خوان» مطرح می‌کند. اندیشه‌های سرخ پوستی بیشتر به توصیه‌های اخلاقی می‌پردازند و به اعتقادات مربوط به خدا و آخرت کاری ندارند و با استفاده از گیاهان دارویی و حالات توهم زا، انسان‌ها را از واقعیت‌ها دور می‌سازند.

 عرفان اکنکار یکی دیگر از عرفان‌های نو ظهور و سکولار آمریکایی است که توسط «پال توئیچل» متوفای 1971پدید آمد. وی علاوه بر برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای سفر روح در کالیفرنیا، در سال 1970 موفق به تاسیس موسسه اکنکار شد. بعد از توئیچل، سری داروین گرایس در سال 1971تا1981 و سپس سری هارولد کلمپ استاد حق در قید حیات شدند. کلمپ در سال 1969 توسط توئیچل به مقام اک رسید. هدف اکنکار قادر ساختن انسان برای سفر روح و ترک کالبد فیزیکی است و در نهایت رسیدن به سرزمین بهشت حقیقی یا انامی لوک (جایی که سوگماد در ان به سر می‌برد) هدف است؛ البتّه انسان در این سفر از مسیر زمان می‌گذرد. عنصر تفکر و نور و صوت در اکنکار نقش موثری دارند. توئیچل از ادیان و عرفان‌های مختلف برای این فرقه بهره برده است کتاب‌های اکنکار عبارتند از: دندان ببر، نسیم تحوّل، سرزمین‌های دور، اکنکار کلید جهان‌های اسرار و ...، مهم‌ترین اشکال اکنکار این است که بدون وحی و طریقت الهی می‌خواهد مسیر زمان را طی کند در حالی‌که اگر هم با شهود، مسیری را در یابند باز احتمال خطای شهود و خلط میان خیال متصل با منفصل وجود دارد. این عرفان نیز به شدت دین گریز بوده و تعالیم شریت را مانع رسیدن به مقام «اک» بر می شمارد.

 عرفان عشقی پائولوکوئیلو یکی دیگر از فرقه‌های آمریکایی است. کوئیلو در 1947 در برزیل به دنیا آمد پس از مشکلات متعدد با خانواده و تحصیل، جنبش‌های هیپی‌گری و مارکسیستی و بحران معنویت و مذاهب گوناگونی مانند کریشنا، بودا، یوگا، هندو و الحاد را تجربه کرد و سال‌ها با مواد مخدری چون کوکائین، مواد روان گردان، مسکالین، ماری جونا سرگرم بود. وی در سال 1379 شمسی به ایران سفر کرد. کوئیلو با استفاده از مذاهب مختلف و با بهره‌گیری از رمان و عرفان و سیاست به تالیف آثاری چون مکتوب، کوه پنجم، کیمیاگر، راهنمای دلاور نور، دومین مکتوب، عطیه برتر، شیطان و دوشیزه پریم پرداخت.

 

 

 

عرفان‌های فرا روانشناختی

 

عرفان های فرا روانشناختی، دسته دیگری از عرفان‌های سکولار است که متاسفانه مدتی است در ایران معاصر گسترش پیدا کرده است. این فعالیت‌ها عبارتند از: معنا درمانی، هاله بینی، طالع بینی، ان. ال. پی، هیپنوتیسم، مدیتیشن و چندین عنوان دیگر. این عرفان‌ها پس از جنگ جهانی دوم جهت کنترل سربازان در مسکو و سپس در اروپا مطرح شد. این تحقیقات توسط «استراندرم و «شرویدر» در کتاب «اکتشافات روانی در پشت پرده آهنین» در سال 1970 در آمریکا منتشر شد. تمام مدعیات این جریان‌ها در خصوص هاله بینی، کف شناسی، چهره شناسی، مدیتیشن (شناسایی بخش ناشناخته وجود انسان)، ان. ال. پی (برنامه ریزی عصبی- زبانی برای ارتباط برتر)، هیپنوتیسم(خواب مصنوعی)  غیر علمی و اثبات نشده‌اند.[3]

 

 

 

[1] . دروس استاد حجت الاسلام دکتر خسروپناه

[2] سفینه‏البحار، شیخ عباس قمی، ص145

[3] . ر.ک به: محمد تقی فعالی، آفتاب و سایه‌ها، نجم الهدی، 1386 و کتاب نقد، شماره 25، 1384